تبليغاتX
گنجينه تنهايي من و تو
وقتي چمدانش را به قصد رفتن بست

نگفتم : عزيزم اين کار را نکن

نگفتم : برگرد و يک بار ديگر به من فرصت بده

وقتي پرسيد دوستش دارم يا نه ، رويم را برگرداندم

حالا او رفته، و من

تمام چيزهايي را که نگفتم ميشنوم

نگفتم : عزيزم متاسفم ، چون من هم مقصر بودم

نگفتم : اختلاف ها را کنار بگذاريم ، چون تمام آنچه ما ميخواهيم عشق و وفا داري و مهلت است

گفتم : اگر راهت را انتخاب کرده اي ، من آن را سد نخواهم کرد

حالا او رفته، و من

تمام چيزهايي را که نگفتم ميشنوم

او را در آغوش نگرفتم و اشک هايش را پاک نکردم

نگفتم : اگر تو نباشي ، زندگي ام بي معني خواهد بود

فکر مي کردم از تمام آن بازيها خلاص خواهم شد

اما حالا تنها کاري که مي کنم

گوش دادن به تمام آن چيزهايي است که نگفتم

نگفتم : باراني ات را در آر ، قهوه درست ميکنم و با هم حرف ميزنيم

نگفتم : جاده بيرون خانه طولاني و خلوت و بي انتهاست

گفتم : خدا نگهدار ، موفق باشي، خدا به همراهت

او رفت و مرا تنها گذاشت، تا با تمام چيزهايي که نگفتم زندگي کنم

چمدان و رفتن تو

+ نوشته شده توسط فرشاد در دوشنبه سی ام مرداد 1385 و ساعت 21:48 |
عشق حبابی

يه روزي فكر ميكردم بدون تو ميميرم
پيش خودت ميگفتي تو چنگ تو اسيرم

يه روزي فكر ميكردم كنار تو ميمونم
تا دنيا دنيا باشه از عشق تو ميخونم

يه روزي فكر ميكردم برام خيلي عزيزي
اگه يه روز نباشي دل رو به هم ميريزي

يه روزي فكر ميكردم صادق و باوفايي
اما حالا ميبينم از اين حرفا رهايي

برام ديگه مهم نيست عاشق من نباشي
فقط مي خوام خيلي زود از پيش من جدا شي

فقط بدون كه ديگه تو قلب من تو مردي
خيلي وقته ميدونم قلبم و از ياد بردي

منم ميخوام رها شم ميخوام با تو نباشم
منم ميخوام مثل تو با يكي آشنا شم

الان ديگه ميفهمم كه عشق تو سراب بود
خدا رو شكر تو قلبم هنوز يه قطره آب بود

خداحافظ عزيزم.حال دلت خرابه
تو ديگه هيچي نيستي عشقت مثل حبابه

عشق حبابی و دل شکسته


+ نوشته شده توسط فرشاد در دوشنبه سی ام مرداد 1385 و ساعت 21:39 |

ورد زبون همه اینه که صدای من نفرتیه  ولی واسه تو عزیز من سرامد عاشقیه

می خوام بگم دوست دارم اما نگو برو بی خیال تو حی میگی ولم بکن بی خیال این عشق محال

هر چی بگی برای تو همونمیشم ای نازنین  می شم مثل یه مرغکی تو دستو بازم اسیر

                                                                 علی اصحابیهر چي بگي براي تو همون مي شم اي نازنين

توي تموم خاطره هام هروز كنارت ميشينم  من بيادت   بياد عشقم مي شينم با يه كوله بار غم

تو رو ميشينم من هروز كنارم به خيالم خودم ميگم من تو رو دارم  ولي اينو ميدونم نيستي پيشم من تورو دارمهمه لحظه هام تقديم به تو

+ نوشته شده توسط فرشاد در دوشنبه سی ام مرداد 1385 و ساعت 19:27 |
 

همه یه روزی غروب می کنن اما این غروب خیلی دوره اما غروب عشق من و تو خیلی زود و بیهوده بود

عشق ما از اولش گناه بود جز درد و دوری هیچ چیزی نداشت حالا بعد یه مدت فقط خاطره ها باقی مونده

که روح من و تو رو می رنجونه خداحافظ

+ نوشته شده توسط فرشاد در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 و ساعت 5:5 |
i love you

                                     عشق کور است!     Love is blind      

+ نوشته شده توسط فرشاد در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 و ساعت 4:54 |
تو روتو خيالم به سختي نقاشي كردم اما حيف حيف از اين روزگار بي معرفت

كه تو رو حتي از تو خيالمم پاك كرد

+ نوشته شده توسط فرشاد در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 و ساعت 4:38 |
نميذارم تو رو از من بگيرن   حتي تو عالم عكس و نقاشي

    روي پيشوني سر نوشتته   تو بايد فقط مال خودم باشي

      اما خيال باطن                               

+ نوشته شده توسط فرشاد در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 و ساعت 4:31 |
اگه ليلي مجنون به هم رسيدن من و تو هم بهم مي رسيم 

تو آسمونا دنبالت گشتم  اما .................

+ نوشته شده توسط فرشاد در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 و ساعت 4:21 |

گیرم بازم بیادو از عاشقی بخونیم     گیرم تا دنیا دنیاست بخوای پیشم بمونی

روز غمم نبودی خوشیت با دیگرون بود   منو به کی فروختی اون از ما بهترون بود

میای بیا ولی حیف حیف دیگه خیلی دیره  حالا که خاطراتت یکی یکی میمیره

کی گفته بود که تنهام وقتی تو رو ندارم   بازم میگم بدونی منم خدایی دارم

برگشتی اما انگار تو باختی توی بازی   غرورتم شکستن به چیت داری مینازی

                                                                                          

           با تشکر از محسن یگانه عزیز که همیشه حامی عاشقای دل خستس

+ نوشته شده توسط فرشاد در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 و ساعت 4:12 |
+ نوشته شده توسط فرشاد در یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385 و ساعت 4:3 |